تبلیغاتX
زبان درنده‏اى است ، اگر واگذارندش بگزد . [نهج البلاغه]
Powerd by: Parsiblog ® team.
+ یادی از زینب (س)(یکشنبه 5 خرداد 1387 ساعت 10:23 صبح )

در اخبار آمده که هر گاه حضرت زینب به دیدار برادرش امام حسین (ع ) مى آمد، حضرت به احترام او جلو پایش حرکت مى کرد و سر پا مى ایستاد و او را در جاى خود مى نشاند به راستى که این خود مقام عظیمى است که آن حضرت در نزد برادرش داشت ، همان گونه که او امین و امانتدار پدر، نسبت به هدایاى الهى بود.


و گفته اند: حضرت امیرالمؤ منین (ع ) هنگامى که زینب (س ) را به پسر برادرش عبدالله بن جعفر تزویج کرد، در ضمن عقد، شرط نمود هر گاه زینب خواست با برادرش حضرت امام حسن (ع ) سفر رود، او را از آن منع نکرده و باز ندارد، و چون عبدالله بن جعفر خواست حضرت امام حسین (ع ) را از سفر عراق باز دارد و حضرت آن را نپذیرفت و عبدالله ماءیوس و نومید گردید، دو فرزندش عون و محمد را فرمان داد که به همراه آن بزرگوار به عراق روند و در برابر آن حضرت جهاد و کارزار نمایند، و هنگامى که حضرت امام حسین (ع ) روانه کوفه شد، هر کس او را ملاقات و دیدار مى نمود، از مردم کوفه و مکر و فریب ایشان او را مى ترسانید، حضرت امام حسین (ع ) مى فرمود: ((ایم الله لتقتلنى الفئة ، و لیسلطن علیهم من یذلهم ))؛ به خدا سوگند هر آینه گروه ستمگران مرا مى کشند، و خدا کسى را که آنان را ذلیل و خوار گرداند، بر ایشان مسلط و چیره نماید.


حضرت زینب (س ) از برادر بزرگوار خود امام حسین (ع ) چند مطلب پرسید که در ذیل مى خوانید:
حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما بزرگتر است یا مصیبت حضرت آدم ؟
حضرت امام حسین : اى خواهرم ! آدم بعد از فراق حضرت حوا به وصال رسید اما من بعد از فراق به شهادت مى رسم .
حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما نسبت به مصیبت حضرت ابراهیم خلیل در مقام مقایسه چگونه است ؟
حضرت امام حسین : اى خواهرم ! آتش به روى حضرت ابراهیم گلستان شد، اما آتش جنگ من سوزان گردد.
حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما بزرگتر است یا مصیبت حضرت زکریا؟
حضرت امام حسین : اى خواهرم ! زکریا را دفن کردند، اما بدن مرا زیر سم اسبان قرار مى دهند.
حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما در مقام مقایسه با مصیبت حضرت یحیى چگونه است ؟
حضرت امام حسین : اى خواهرم ! اگر چه سر یحیى را از طریق ظلم و ستم بریدند اما بستگانش را اسیر نکردند، ولى اهل و عیالم را بعد از شهادتم اسیر خواهند کرد.
حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما نسبت به ایوب چگونه است ؟
حضرت امام حسین : اى خواهرم ! زخمهاى ایوب مرهم پذیر شد و خوب گردید، امام زخمهاى من خوب نخواهد شد


حضرت زینب کبرى (س ) از سوم شعبان سال 60 هجرى در مکه بود. چون سربازان یزید مى خواستند در مکه و در حرم امن الهى امام حسین (ع ) را مخفیانه بکشند، لذا امام روز ((ترویه )) که روز هشتم ذى الحجه است ، مکه را به سوى عراق ترک کرد. زینب (س ) نیز در این کاروان حضور داشت .
ابن عباس گفت : یا حسین ! اگر خود مجبور به رفتن هستى ، زنان را با خود همراه مبر.
زینب (س ) چون این سخن را شنید، سر از کجاوه بیرون کرد و گفت : ابن عباس ! مى خواهى مرا از برادرم حسین جدا کنى ؟! هرگز


امام حسین (ع ) بانوان را دلدارى داد و امر به صبر و فرمود: خداوند شما را از دست دشمنان نجات دهد و عاقبت امر شما را نیکو گرداند، و دشمنان شما را به انواع عذاب مبتلا خواهد کرد، و در عوض این مصایبى که به شما رسیده ، خداوند چندین برابر از مواهب خود را به شما عنایت مى فرماید، به زبان چیزى نگویید که موجب کاهش مقام ارجمند شما گردد...
زینب گریه مى کرد، امام به او فرمود: آرام باش اى دختر مرتضى ، وقت گریه طولانى است .
همین که خواست به عزم میدان ، از خیمه بیرون آید، زینب (س ) دامن امام را گرفت و صدا زد:
((مهلا یا اخى ، توقف حتى اتزود منک و اودعک وداع مفارق لا تلاقى بعده ))؛ برادرم ! آهسته باش ، توقف کن تا تو را سیر ببینم و با تو وداع کنم ، آن وداع جدا کننده اى که بعد از آن دیگر ملاقاتى با تو نخواهد بود.


                          بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران                               کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران


» خادم الحسین(ع)
»» ( یا حسین)

+ امام حسین (ع) از نگاه دیگران(پنجشنبه 5 اردیبهشت 1387 ساعت 3:22 عصر )

بسم رب الحسین(ع)


سلام!
امام حسین را جوری دیگر بشناسیم!


مهاتما گاندى (رهبر استقلال هند) :
من زندگى امام حسین ، آن شهید بزرگ اسلام را بدقت‏خوانده‏ام و توجه کافى به صفحات کربلا نموده‏ام و بر من روشن شده است‏که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد،بایستى از سرمشق امام حسین‏پیروى کند.


چارلز دیکنز (نویسنده معروف انگلیسى):
اگر منظور امام حسین جنگ در راه‏ خواسته‏هاى دنیایى بود ، من نمى‏فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه اوبودند؟پس عقل چنین حکم مى‏نماید که او فقط بخاطر اسلام ، فداکارى خویش راانجام داد.


توماس کارلایل (فیلسوف و مورخ انگلیسى):
بهترین درسى که از تراژدى کربلامى‏گیریم، اینست که حسین و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند.آنها با عمل‏خود روشن کردند که تفوق عددى در جایى که حق با باطل روبرو مى‏شود اهمیت‏ندارد و پیروزى حسین با وجود اقلیتى که داشت،باعث‏شگفتى من است.


فردریک جیمز :
درس امام حسین و هر قهرمان شهید دیگرى این است که در دنیا اصول ابدى عدالت و ترحم و محبت وجود دارد که تغییر ناپذیرند و همچنین‏مى‏رساند که هر گاه کسى براى این صفات مقاومت کند و بشر در راه آن پافشارى‏نماید،آن اصول همیشه در دنیا باقى و پایدار خواهد ماند.


واشنگتن ایروینگ (مورخ مشهور آمریکایى):
براى امام حسین‏«ع‏» ممکن بود که‏زندگى خود را با تسلیم شدن اراده یزید نجات بخشد ، لیکن مسؤولیت پیشوا ونهضت بخش اسلام اجازه نمى‏داد که او یزید را بعنوان خلافت بشناسد.او بزودى‏خود را براى قبول هر ناراحتى و فشارى به منظور رها ساختن اسلام از چنگال‏بنى امیه آماده ساخت . در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روى ریگهاى‏تفتیده عربستان، .  روح حسین فنا ناپذیر است.اى پهلوان و اى نمونه شجاعت و اى ‏شهسوار من ، اى حسین!


توماس ماساریک :
اگر چه کشیشان ما هم از ذکر مصائب حضرت مسیح مردم رامتاثر مى‏سازند،ولى آن شور و هیجانى که در پیروان حسین‏«ع‏»یافت مى‏شود درپیروان مسیح یافت نخواهد شد و گویا سبب این باشد که مصائب مسیح در برابرمصائب حسین‏«ع‏»مانند پر کاهى است در مقابل یک کوه عظیم پیکر.


جرج جرداق(دانشمند و ادیب مسیح):
وقتى یزید،مردم را تشویق به قتل حسین ومامور به خونریزى مى‏کرد،آنها مى‏گفتند:«چه مبلغ مى‏دهى؟»اما انصار حسین به‏او گفتند:ما با تو هستیم.اگر هفتاد بار کشته شویم ، باز مى‏خواهیم در رکابت جنگ ‏کنیم و کشته شویم.


*اللهم ارزقنا زیاره الحسین فی الدنیا و الاخره


یاعلی مدد


» خادمه الحسین(ع)
»» ( یا حسین)

+ تحقق اهداف عاشورا با قیام مهدى علیه السلام(پنجشنبه 8 فروردین 1387 ساعت 10:29 صبح )

امام حسین علیه السلام با هدف زنده ساختن احکام قرآن و سنّت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و از بین بردن بدعتهایى که در نتیجه حاکمیت بنى امیّه در دین ایجاد شده بود قیام کردند و در طول مسیر مدینه تا کربلا ضمن اشاره به انگیزه قیام شان فرمودند:


من به منظور ایجاد اصلاح در امّت جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله قیام کرده‏ام مى‏خواهم امر به معروف و نهى از منکر کنم و به همان سیره و شیوه مرسوم جدّم پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و پدرم على‏بن‏ابى‏طالب علیه السلام عمل مى‏کنم.


آن حضرت در نامه‏اى به بزرگان قبایل بصره تصریح مى‏کنند:


من شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبرش دعوت مى‏کنم. در شرایطى که اکنون ما زندگى مى‏کنیم سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله از بین رفته و به جاى آن بدعت و احکام و ارزشهاى غیر اسلامى نشسته است مرا بپذیرید و به یارى من برخیزید. شما را به راه ارشاد و رستگارى هدایت خواهم کرد.6


از مجموعه سخنان امام حسین علیه السلام اهداف والاى نهضت عاشورا به ‏خوبى روشن مى‏شود که احیاى قرآن، احیاى سنت نبوى و سیره علوى، از بین بردن کج‏رویها، حاکم ساختن حق، حاکمیّت بخشیدن به حق‏پرستان، از بین بردن سلطه استبدادى حکومت ستمگران، تأمین قسط و عدل در عرصه‏هاى اجتماعى و اقتصادى و... از جمله آنهاست.


از طرف دیگر وقتى اهداف قیام منجى عالم بشریت و ویژگیهاى حکومت جهانى آن حضرت را مورد بررسى قرار مى‏دهیم همین اهداف و انگیزه‏ها حتى با تعابیر مشابه با تعابیر به ‏کار رفته در مورد نهضت حسینى قابل مشاهده است.


حضرت على بن ابیطالبعلیه السلام در توصیف سیره حکومتى امام مهدى علیه السلام مى‏فرمایند:


هنگامى که دیگران هواى نفس را بر هدایت مقدم بدارند او [مهدى موعود علیه السلام] امیال نفسانى را به هدایت بر مى‏گرداند و در شرایطى که دیگران قرآن را با رأى خود تفسیر و تأویل خواهند کرد او آراء و عقاید را به قرآن باز مى‏گرداند. او به مردم نشان خواهد داد که چگونه مى‏توان به سیره نیکوى عدالت رفتار کرد و او تعالیم فراموش شده قرآن و سیره نبوى را زنده خواهد ساخت.


امام باقر علیه السلام در روایتى مى‏فرمایند:


قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله مردم را به سوى کتاب خدا، سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله و ولایت على بن ابى طالب علیه السلام و بیزارى از دشمنان آنان دعوت خواهد کرد.


امام صادق علیه السلام مى‏فرمایند:


حضرت مهدى علیه السلام تمام بدعتهاى ایجاد شده در دین را در سرتاسر جهان از بین خواهد برد و در مقابل، تک‏تک سنتهاى نبوى را به اجرا در خواهد آورد.


آن حضرت در جاى دیگر ضمن تصریح به این حقیقت که امام مهدى علیه السلام بر طبق سیره و روش رسول اکرم صلی الله علیه و آله عمل خواهد کرد؛ درباره اصلاحات انجام شده توسط آن حضرت چنین مى‏فرماید:


قائم آل محمّد صلی الله علیهم به همان شیوه‏اى که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رفتار مى‏کردند رفتار خواهد کرد آنچه از نشانه و ارزشها و شیوه‏هاى جاهلیت که باقى مانده‏اند از میان برمى‏دارد و پس از ریشه کن کردن بدعتها احکام اسلام را از نو حاکمیّت مى‏بخشد.


امام صادق علیه السلام در زمینه نوع قضاوت و داورى و برخورد آن حضرت با ظلم و ستم نیز مى‏فرمایند:


چون قائم ما قیام کنند در بین مردم به عدالت داورى خواهند کرد و در زمان او بساط ستم و بیداد از روى زمین جمع خواهد شد و راهها امن شده... و هر صاحب حقّى به حقّ خود دست خواهد یافت و احکام و ارزشهاى حیات‏بخش دینى در سرتاسر جامعه حاکمیّت پیدا خواهد کرد.


نتیجه آن که علاوه بر مشترک بودن اهداف نهضت عاشورا با قیام امام مهدى علیه السلام در زمان حکومت جهانى حضرت ولى عصر علیه السلام بذرها و نهالهاى غرس شده در جریان قیام کربلا به بار خواهد نشست و به برکت آن، جهان پر از عدل و داد خواهد شد و تمام اهداف انبیاى الهى از آدم تا خاتم تحقق خواهد یافت و بشر طعم واقعى صلح و امنیّت و سعادت را خواهد چشید.


» خادم الحسین(ع)
»» ( یا حسین)

+ خدا شناسی!(پنجشنبه 23 اسفند 1386 ساعت 2:0 عصر )

بسم الله الرحمن الرحیم


*راه صحیح خدا شناسی
هان ای مردم از این اهریمنان گمراه دوری گزینید که اینان خدا را همانند خود می پندارند و درست مانند کافران اهل کتاب درباره او سخن می گویند بلکه او خدائی است که چیزی همانندش نیست و هم او شنوا و بیناست . چشمها از دیدنش ناتوان است ولی او هر بیننده ای را می بیند ، او دقیق و آگاه است یگانگی و بی همتائی ، جبروت و عظمت ویژه اوست.
اراده و خواست و قدرت و علمش را در سراسر جهان به اجرا نهاده است ، هیچ ستیزه گری را در هیچ امری با او توان ستیزه نیست.


*صفات پروردگار
نه نظیری دارد که با همانندی کند و نه مخالفی می تواند با اوبه ستیز پردازد، همنامی بر او نیست که مشابهش باشد و مانندی ندارد که همشکلش گردد ، ذات او جولانگاه امور قرار نمی گیرد و تحولات و دگرگونی ها تاثیری بر ذات کبریائی اش نمی نهد.
منزلگاه هیچ حادثه ای نمی باشد ، توصیف گران چیره دست قادر به توصیف عظمت و صفات و جلال او نیستند ، اندازه و میزان جبروت او در دلها نمی گنجد، زیرا در جهان هستی همانندی برای او وجود ندارد ، نه دانشمندان با مغزهایشان به او میرسند ، و نه اندیشمندان با اندیشه هایشان ، مگر پژوهشی که پایه اش ایمان به غیب بوده باشد، زیرا خدا با هیچیک از صفات و ویژگیهای مخلوقات وصف نمی شود و او یکتای بی نیاز است.
آنچه در ذهن و اندیشه ها تصور می شود خدا خلاف آنست زیرا چیزی که زیر پوشش اندیشه و ذهن قرار می گیرد و چیزی که در فضا و غیر آن می گنجد معبود نمی تواند باشد.
او در همه اشیاء هست نه بدانگونه که او را احاطه کنند.
او در شیئی نیست ولی نه بدان صورت که آز آنها جدا و غایب و بیگانه باشد.
اگر مخالفی نظیر کارهای او را انجام دهد و یا همانندی با او برابری کند دیگر او خدای توانا و هستی بخش نیست.
ازلیت او از سنخ زمان نیست و اراده اش دارای جهت و سمتی نمی باشد ، بلکه اراده اش همانند سایر صفاتش می باشد نه در گوشه ای از وجودش، از حیطه اندیشه ها نهان است همچنانکه از حیطه ی دیده ها پنهان است بدانگونه که موجودات زمینی نمی توانند او را ببینند و موجودات آسمانی نیز از دیدن او عاجزند، نزدیکی او از کرامت و بزرگواری اوست و فاصله و دوری او عدم توجه اوست.
نه در مکانی جای می گیرد و نه به زمانی محدود می گردد و نه کسی به او فرمان می دهد.
بلندی مقامش نه برای آنست که در اوج آسمانها و فرا آمدنش نه به معنای انتقال است.
آنچه نیست ، ایجاد می کند و موجود را به دیار عدم می فرستد ؛ و این دو صفت(ایجاد کننده و از بین بردن) در چیزی غیر از خدا هیچ وقت پیدا نمی شود.
اندیشیدن در باره او ایمان را نتیجه می دهد ایمان به یک وجود واقعی نه وجود وصفی و اعتباری ، زیرا ذات او روشنگر هر صفتی است نه صفتها بیان کننده و نشان دهنده اوست.
خدا معیار شناخت ارزشهاست نه ارزشها معیار شناخت اوست.
این چنین است خداوندی که همتائی ندارد و چیزی مانند او نیست و هم او شنوا و بیناست.


» حسین بن علی (ع)
»» ( یا حسین)

+ خورشیددر حال غروب ...(پنجشنبه 16 اسفند 1386 ساعت 4:0 عصر )

بسم ا.... 


  


سلام بر تو ای فرستاده خوبی ها، ای مهربانترین فرشته خاک
تو از ملکوت آسمان به زمین فرا خوانده شدی تا انسان را با معنای واقعی اش آشنا کنی
تو آفتاب روشن حقیقت بودی در شام تیره زندگی از مشرق دلها برآمدی. ای کامل ترین آفریده، ای بهانه آفرینش
هجران تو هستی را به تب و تاب انداخته است و چوبه تابوت فراقت، بر شانه های آسمان سنگینی می کند که این گونه پیشانی در چین و چروک ابرهای پر باران کشیده است.
گهواره زمین و روانداز آسمان، خالی شدن بستر خود را از دُردانه هستی باور ندارد و مانند دل غم گرفته رهروانت، اندوهگین است.
شعله های غم، از خارزار پر التهاب زمانه سر می کشد.
فرشتگان به سوگ نشسته اند و قیامت اندوه به پا شده است و اکنون، آسمان تب دار غروب جان گداز توست.
اما در این پاییز هیچ پرچمی همانند پرچمی که تو برافراشتی به اهتزار درنیامده است. نامت در جاری همه اعصار، جاودانه شده است.
ای رسول مطهر خدا! تو رفتی و اهل بیت گرامی ات اسیر کینه ها و ستمکاری ها شدند. 


نامردمان، حسن علیه السلام، آن سید جوانان اهل بهشت، آن خلق نیکوی محمدی، آن اسطوره صبر و بندگی را با جگری تفتیده از نامهربانی دشمن خانگی اش، شهد شهادت نوشاندند و باز هم مدینه را خاک سیاه اندوه فرا گرفت و دوباره گرد و غبار غم بر دیوارهای گلین خانه نشست. باد غربت در کوچه باغ های خزان زده شهر، خود را به در و دیوار می زند و آواره مصیبت روح جاودانی صبر، امام مجتبی علیه السلام است.
حسن علیه السلام، این سید جوانان اهل بهشت، این خلق نیکوی محمدی، این اسطوره صبر و بندگی، در آستانه رواق خون رنگ شهادت ایستاده و با جگری تفتیده از نامهربانی دشمن خانگی اش، عزم پر کشیدن تا بی کران عرش خدا را دارد
عرشیان همه در سوگ فرزند زهرا سلام الله علیها می نالند و یکدیگر را در این اندوه سترگ تسلی می دهند و سلام می دهند به آن تنهاترین سردار منظومه غربت، به آن روح سبز و جاری بخشندگی و بردباری، کریم آل طاها (ع).


 و خورشید، در حال غروب است............
و هفت ستاره روشن در آسمان، آغوش گشوده هشتمین اخترند.
کبوتران بال می زنند آسمانی را که چشم هایمان سال هاست به آن دوخته شده،
صدای بال کبوتران در صدای سنج عزاداران می پیچد و خواب مسموم انگورهای پیچیده بر خوشه های حادثه آشفته می شود،
خورشید، ذره ذره در عطش چشم هایش رسوب می کند...
ای آشنای غریب
ای عصمت هشتم! کوچه های نیشابور، هنوز بوی کلام عطرآگین تو را دارد.
هر روز که خورشید خراسان، سینه ریز زرینش را از شوق می درد و انبوه دانه های طلایی اش از فراز آسمان بر حَرَمت می پاشد، کبوتر دل، بهانه کنان به سوی حرم تو پر می کشد؛ همان کبوتری که هر روز، به سوی دانه های مِهری می رود که برایش می پاشی هوای صحن و سرای تو، پُر از زمزمه است و آسمان آکنده از ذرات لطیف حضوری است که چهره زائران خسته را می نوازد.
در بارگاه تو، هیچ کس غریب نیست!!
سلام بر تو ای آشنای غریب! سلام بر تو، که توس، با آمدنت مدینه ایمان شد. و ما هر روز، در «مشهد» عاشقان، نگاهمان را به نگاه تو پیوند می زنیم.
هر سحر، به کوچه های ایوان نگاه روشنت کوچ می کنیم و چون پرنده ای غریب، به گوشه حَرَمت پناه می بریم.
هر روز، در سایه سار مزارت مویه کنان، شانه های خسته مان را می لرزانیم.
هر شب، فانوس اشک هامان را روشن می کنیم و دست های عاطفه مان را به دامان پر مهر و محبت تو می آویزیم.
و انگور، زهر آگین است ...
مقابل هم نشسته اند؛ یک سو نهایت نفرت و دیگر سوی، نهایت مهربانی!
مأمون، سرا پا کینه و امام سرا پا کَرم. برقی شوم، در نگاه مأمون موج می زند و چشم های گستاخش، پرده از راز مخوف درونش بر می دارند!
و چشم های نجیب امام، سر به زیر و محجوب و آگاه از اسرار نهانی مأمون!
مقابل هم نشسته اند؛ یکی از تبار پست ترین زمینیان و دیگری از نسل پاک ترینِ آسمانیان. مقابل هم نشسته اند؛
یکی بنده بی چون و چرای شیطان و دیگری همسایه دیوار به دیوار خدا. ثانیه ها، لنگ لنگان قدم بر می دارند، ضربان زمان، کند شده و نفس هایش به شماره افتاده؛ حتّی هوا هم احساس خفگی می کند.
دستی پیش میرود. دستی که قرار است روسیاهی خود را بر اوراق تاریخ بنگارد. دست خوب می داند که انگور، زهرآگین است.
نگاه امام گذشته ها را مرور میکند ...
نگاه امام علیه السلام زایر کوچه پس کوچه های مدینه میشود.
نگاه امام، به طواف یک در سوخته میرود.
نگاه امام، به در خانه کریم اهل بیت علیه السلام میرود.
نگاه امام در غربت، مدینه را میجوید.
و امام همچنان آرام است.
لحظه ها می ایستند. صدای مویه ملایک بلندترمی شود.
دست، خوشه انگور را به سمت امام درار میکند. دست بی شرمانه مرگ را به امام تعارف می کند:
"بفرمایید ... یابن الحسن از این انگور میل کنید." و رضا (ع) تبسمی تلخ بر لب می نشاند و .......


 
28 صفر رحلت پیغام دار آخرین، خاتم نبوت را نگین، حضرت رسول واپسین، عینیت قرآن کریم، حضرت رسول اکرم (ص) و همچنین شهادت کریم اهل بیت آقا امام حسن مجتبی (ع) و آقا علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت باد


یاعلی مدد...


» خادمه الحسین(ع)
»» ( یا حسین)

+ اربعین(پنجشنبه 9 اسفند 1386 ساعت 2:3 صبح )

     اربعین...


                   در اربعین خــونین امشب دلـــم شکست


                   مست از می حسینم پشــتم ز غم شکسته


 


                                                                      زینب چهل صباح است روی حسین ندیده


                                                                       انـــدر ره اســـارت بنـــگر ببین چه دیده


 


                     یاد داداش حسینش صـبر از کفش ربوده


                     قلبش ببین که شــعره هجـران او سروده


 


                                                                       مـویش سپید گـــشته در راه عشق دادار


                                                                      رویش سپید گشته در راه صــبر و ایثـار


 


                     سالار کــــاروان است امـــا قدش خمیده


                     صهبای عاشـقان است  امــــا ببین تکیده


 


                                                                       بر مهمل اسیری  خون شـد دلش  ، دو دیده


                                                                        در راه شــــام دیدی مهمل سرش شکسته



                    ام المصائب است او  زینت به حیدرست او


                     پیـــــام کربلا را  به مـــا رسانده است او
                                                                             


                                                                                                            خادم الحسین (ع) - 8/12/86


» خادم الحسین(ع)
»» ( یا حسین)

+ بهترین امر به معروف چیست؟(جمعه 3 اسفند 1386 ساعت 6:36 عصر )
همانطور که همه میدانیم هدف اصلی امام حسین (ع) در قیام عاشورا امر به معروف و نهی از منکر بود. در این پست میخـواهیم
بگوئیم بهترین امر به معروف چیست ؟
شما اگر بخواهید به شکل غیرمستقیم امر به معروف بکنید ، یکی از راههــای‏ آن اینست که خودتان صالح و با تقوا باشید خــودتان
اهل عمل و تقوا باشید . وقتی خودتان اینطور بودید مجسمه‏ای خواهید بود از امر به معروف و نهی‏ از منکر .
هیچ چیز بشر را بیشتر از عمل تحت تاثیر قرار نمی‏دهد . شما می‏بینید مردم از انبیاء و اولیاء زیاد پیروی می‏کنند ، ولی از حکما
و فلاسفه آنقدرها پیروی  نمی‏کنند . چرا ؟ برای اینکه فلاسفه فقط می‏گویند ، فقط مکتب دارند ، فقط تئوری  می‏دهند ، در گـــوشه
حجره‏اش نشسته است ،هی کتاب می‏نویسد و تحویل‏ مردم می‏دهد. ولی انبیاء و اولیاء تنها تئوری و فرضیه ندارند،عمـل هم‏ دارند .
آنچه می‏گویند اول عمل می‏کنند . حتی اینطور نیست که اول بگویند بعد عمل کنند ، اول عمل می‏کنند بعد می‏گویند . وقتی انســــان
بعد از آنکه‏ خودش عمل کرد ، گفت ، آن گفته اثرش چندین برابراست .
علی بن ابی طالب می‏فرماید :  " هرگز شما ندیدید که امـــر کنم شما را به چیزی‏ مگر اینکه قبلا خودم عمل کرده‏ام . تــا اول عمل
نکنم به شما نمی‏گویم . و من‏ هرگز شما را نهی نمی‏کنم از چیزی مگر اینکه قبلا خودم آنرا ترک کرده باشم‏ . چون خـــودم نمی‏کنم
شما را نهی می‏کنم . " « کونوا دعاه للناس بغیر السنتکم . " مردم را به دین دعوت کنید اما نه با زبان با غیر زبــــان دعوت کنید " 
یعنی با عمل خودتان مردم را به اسلام دعوت کنید . انسان وقتی عمل می‏کند ، خودبخود با عمل خود جامعه را تحت تـــــاثیر قرار
می‏دهد .
فیلسوف معروف معاصر ژان پل سارتر حرفی دارد . البته حرف او تازگی‏ ندارد ولی تعبیری که می‏کند تازه است . می‏گـــــوید :
" من کاری که می‏کنم‏ ضمنا جامعه خود را به آن کار ملتزم کرده‏ام " . و راست هم هست . هر کاری که شما بکنید ، کــــــار بد یا
خوب ، جامعه خود را به آن کار ملتزم کرده‏اید ، خواه ناخواه کار شما موجی‏ به وجود می‏آورد ، تعهدی برای جامعه ایجاد می‏کند
، بایدی است برای خود شما و بایدی است برای اجتماع شما . یعنی هر کاری ضمنا امر به اجتمــــاع‏ است و اینکه تو هم چنین کن
وقتی من کاری می‏کنم ، زبان عمل من اینست‏ که برادر ! تو هم مثل من باش . هر چه هم بگویم مثل من نباش ، نمی‏شود . من هر
چه به شما بگویم به قول من عمل کن ولی به کردار من کاری نداشته‏ باش ، فایده ندارد . شما نمی‏توانید به گفتار من توجه کنید ولی
به کردار من توجه نکنید . آنچه در شما التزام و تعهد به وجود می‏آورد ، در درجه اول‏ کردار من است ، در درجه دوم گفتار من .
هر مصلحی اول باید صالح باشد تا بتواند مصلح باشد . او باید برود پیش‏ ، به دیگران بگوید پشت سر من بیایید . خیلی فرق است
میان کسی که‏ ایستاده و به سربازش فرمان می‏دهد : برو به پیش، من اینجا ایستاده‏ام،و کسی که خودش جلو می‏رود . و می‏گوید :
من رفتم ، تو هم پشت سر من بیا . در مکتب انبیاء و اولیاء این را می‏بینیم . همیشه می‏گویند : " ما رفتیم " . علی می‏گوید من اول
می‏روم بعد به مردم می‏گویم پشت سر من‏ بیایید .
پیغمبر اسلام اگر در آنچه که دستور می‏داد اول خود پیشقدم نبود ، محال‏ بود دیگران پیروی کنند . اگر می‏گفت نماز و نماز شب
خودش بیش از هر کس دیگر عبادت می‏کرد و اگر می‏گفت انفاق در راه‏ خداو گذشت و ایثار ، اول کسی که ایثار می‏کرد خودش
بود .یعنی اول از خود می‏گرفت و به دیگران می‏داد . اگر می‏گفت جهاد فی سبیل الله ، در جنگها اول خود جلو می‏رفت،عزیزان
خود را جلو می‏برد ، و قهرا دیگران نیز علاقمند می‏شدند ، شیفته می‏شدند ، عشق و شور پیدا می‏کردند که این مرد در راه هدف
خود عزیزترین عزیزان خود را به کام مرگ می‏فرستند و اول خود مسلح می‏شود و در قلب لشکر دشمن قــــرار می‏گیرد ، خود
ضربت می‏خورد ، دندانش می‏شکند ، پیشانیش می‏شکند ، آنوقت حقیقت را در وجود چنین شخصی‏ می‏دیدند .
برگرفته ازکتاب حماسه حسینی
 

» خادم الحسین(ع)
»» ( یا حسین)


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[5/3/1387- 10:23 ص] یادی از زینب (س)
[5/2/1387- 3:22 ع] امام حسین (ع) از نگاه دیگران
[8/1/1387- 10:29 ص] تحقق اهداف عاشورا با قیام مهدى علیه السلام
[23/12/1386- 2:0 ع] خدا شناسی!
[16/12/1386- 4:0 ع] خورشیددر حال غروب ...
[9/12/1386- 2:3 ص] اربعین
[3/12/1386- 6:36 ع] بهترین امر به معروف چیست؟
[آرشیو شده ها]

بازدیدهای امروز: 3  بازدید
بازدیدهای دیروز: 9  بازدید
مجموع بازدیدها: 8053  بازدید
[ صفحه اصلی ]
[ پست الکترونیک ]
[ پارسی بلاگ ]
[ درباره من ]

داغ عشق
مدیر وبلاگ : حسین بن علی (ع)[16]
نویسندگان وبلاگ :
خادم الحسین(ع)
خادم الحسین(ع)[9]
خادمه الحسین(ع)
خادمه الحسین(ع)[5]

» لینک دوستان من«
» آرشیو یادداشت ها«
» موسیقی وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ایمیل: